یک تراژدی هولناک دیگر علیه زنان افغانستان
یک تراژدی هولناک و خشونت غیر انسانی دیگر قلب میلیون ها انسان را در سراسر افغانستان بدرد آورد. این تراژدی وحشیانه داستان جنایت علیه سحر گل است سحرگل دختری نوجوانی که قبل از سن قانونی به شوهر داده شده بود . بدن لدوکوپ شده اش در زیر زمین خانه شوهرش یافت شد که بصورت وحشیانه مورد شکنجه قرار گرفته بود. بنا به گذارش های داخلی افغانستان سحرگل هفت ماه پیش در ولایت بدخشان به شوهر داده شده بود که بعداز گذشت دوماه از ازدواجش مجبور به تن فروشی میگردد.
سحرگل مدت پنج ماه در زیر زمین خانه شوهرش بصورت وحشیانه شکنجه میگردد که انگشتان دست و پای سحرگل توسط شوهر وخانواده شوهر کشیده مشیود که بازویش نیز در جریان شکنجه شکستانده شده است. وهم اکنون با مشکلات بزرگ روانی مشت وپنجه نرم میکند.
سحرگل زمانیکه درخواست شوهرش را مبنی برتن فروشی رد میکند مورد غضب شوهرش و خانواده شوهرش قرار میگیرد. اما این تنها سحرگل نیست که به خاطر مشکلات مشابه وزن بودنش به چنین حالتی گرفتار میشود . داستان سحرگل نمونه ی از تراژدی های غمناک و درد آور جامعه زنان افغانستان است که همه روزه بصورت گسترده اتفاق میافتد. اکثر چنین وقایع به دلایل مختلفی از سوی جنایت کاران جهادی و طالبی پنهان میمانند و عاملان جنات هیچگاه مورد پیگرد جدی قرار نمیگیرد.
جنایت وحشیانه علیه سحرگل از سوی شوهر وخانواده شوهر به صورت گسترده در رسانه های افغانستان مخصوصآ محافل حقوق بشری انعکاس یافت . فعالان حقوق بشری رژیم پوشالی همیشه از نقض گسترده ی حقوق زنان سخن رانده اند و از عملکرد دولت دست نشانده در قبال عاملان آن شدیدآ انتقاد کرده اند.
به گذارش فعالان حقوق بشری وحقوق زنان رژیم دست نشانده ، داستان سحرگل عروس نوجوان و خردسال که بصورت وحشیانه مورد خشونت خانوادگی قرار گرفته بود نمونه ی فاحش نقض حقوق زنان و حقوق بشر است در سال های گذشته عاملان جنایت مشابه خشونت علیه زنان از هرگونه کیفر یا معاف شده اند ویا هیچ گونه مورد پیگرد قرار نگرفته اند . فعالان حقوق بشر در گذارش خود علاوه نموده میگویند در ده سال گذشته عدم رسیدگی به پرونده های خشونت علیه زنان موارد جنایت ها و خشونت های مشابه و نقص سریع حقوق زنان را افزایش داده است.
چندی قبل داستان گلناز ، زن جوان دیگریکه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود محکمه های رژیم پوشالی وی را به جرم زنا به چندین سال زندان محکوم کرده بود. آزادی گلناز بعد از رسانه ی شدن گسترده این موضوع از سوی ریس جمهور دست نشانده صورت گرفت. این زن جوان که بعد از تجاوز حامله شده بود که بعدا فرزندش را در زندان به دنیا آورد . این زن جوان ظاهرا آزاد است اما مجبور است بصورت مخفی در جاهای نا معلوم رندگی بکند ، در غیر آن از گزند جنات کاران در اما نخواهد بود. گروه های مدافع حقوق بشر میگویند بیشتر زنانی که مورد تجاوز جنسی قرار میگیرند به عدالت و دادخواهی قانونی دست رسی ندارند.
در کشور اشغال شده مانند افغانستان تعداد عظیم از زنان علاوه بر اینکه از ستم امپریالیزم رنج میبرند ستم های چون تند روان اسلامی ، بورژوازی کمپرادور و مرد سالار را نیز متحمل میشوند. نیروهای آمپریالیستی با اهداف که آزادی زنان را شعار خویش ساخته بودند. افغانستان را اشغال نمودند ولی تاحال که بیش از 10 سال از اشغال افغانستان میگذرد کوچکترین گامی در این راستا برنداشته اند که جنایت علیه سحرگل یکی از نمونه های حاد میباشد.
در واقع تفاوت میان طالبان جنایت کار و رژیم دست نشانده فعلی وجود ندارد زن ستیزی طالبانی با اینکه زن ستیزی رژیم دست نشانده وپوشالی هیچ فرقی ندارد. همه جنایات برعلیه زنان زیر سایه نیروهای آمپریالیستی و مستقیمآ زیر نظر نیروهای اشغالگر بوسیله ی مرتجعین جهادی و طالبی صورت میگیرد. شوهر جنایت کار سحرگل یک افسر اردوی ملی میباشد به احتمال زیاد سرباز یکی از گروه های مرتجع جهادی نیز بوده است این موضوع ، که وی سابقه فعالیت در گروه های جهادی را داشته یانه ، در حد احتمال قرار داده ومرتجع بودن و زن ستیز بودنش قابل تایید است. در غیر انصورت دست به جنایت نمیزد این گونه جنایت مستقیمآ با ایده های جهادی و طالبی در ارتباط است. در گذشته تمام جنایت بزرگ علیه زنان از سوی جنایت کاران مجاهد و طالب صورت گرفته است و تا اکنون ادامه دارد.
جنایت کاران جنگی دهه های گذشته و قوماندان های محلی تربیه شده رژیم دست نشانده که در خدمت اشغالگران قرار دارند . در کنار جنایت بیشماری که در حق ستمدیدگان روا میدارند ، دختران جوان را میربایند وحتا وحشیانه بصورت غیر انسانی باسگ نیز معامله کرده اند. چندی قبل سازمان حمایت از کودکان براساس پژوهش اعلان کردند که افغانستان یکی از بدترین مکان برای زنان در جهان است. گرچند گذارش نهاد های غربی همانند گذارش های دایمی شان پایه و اساس ندارد. اما این واقعیت را همه مردم افغانستان میدانند که کشور شان بدترین مکان برای زنان بوسیله ی دست نشاندگان و مرتجعین جهادی ساخته و پرداخته امپریالیزم تبدیل شده است. از سوی دیگر محرومیت عمیق وسیع و گسترده ی زنان در همه ساحات از نتایج اجتناب ناپذیر اشغالکشور میباشد. که متاسفانه اشغالگران با قوت های ارتجاعی بومی در معامله و حمایت متقابل قرار دارد.
بنابراین این ادعا که زنان افغانستان پس از سرنگونی رژیم ساخته و پرداخته وحشی طالبان و اشغال کشور توسط مهاجمین امپریالیست و رویکار آمدن رژیم دست نشانده به آزادی دست یافته اند. یک ادعای دروغین بوده افسانه ی بیش نیست. محرومیت عمیق و گسترده زنان از فعالیت های اجتماعی وعدم حضور گسترده زنان در محافل اجتماعی نسبت به تعصبات های مذهبی یکی از عمده ترین چالش ها و یکی از اجتناب ناپذیر این موضوع است. ستم برزنان با انواع مختلف توسط ایدیولوژی ، فرهنگ ، رسوم و عنعنات ارتجاعی حاکم تحمیل میگردد. تمام ستم های ستمگرانه وارتجاعی حاکم برعلیه زنان همواره با توسل به مذهب وباور های مذهبی تحکیم و تقویت میگردد. برای زنان در افغانستان امنیت وجود ندارد تجاوز به زنان و فروش دختران خردسال یک امر عادی میباشد.
زنان افغانستان بخاطر رها شدن از انواع ستم و اجحافات دست به خود کشی و خود سوزی میزنند و روز به روز افزایش پیدا میکند . به امید روزیکه هیچ زن افغانستان بصورت اینچنینی قربانی خواسته های غیر انسانی شوهران شان نگردند وبرای همیش از هرگونه درد و رنج در امان باشند . که متاسفانه باحضور اشغالگران و دخالت دایمی آمپریالیست های غربی و سپورت و پشتبانی از مرتجعین جهادی وطالبی شان این امر تحقق نخواهد یافت . تااشغالگران و رژیم کنونی جهادی و طالبی است این چالش ها در برابر زنان ادامه خواهد داشت.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 21:30 توسط حفیظ بشارت
|